تبليغاتX
مطرب عشق
مطرب عشق
ایران تمدنی که از دیرباز سلطه فرهنگی خویش را بر جهان پهناور پیرامون خود به تثبیت رسانده است با برگانی چون باربد و نکیسا مشاهیری که هریک بر آسمان نیلگون هنر فروغی شگرف دارند در گذر سالهای سیاه حمله و غارت اکنون در کجای این جهان ایستاده است؟

       سوالی که به نوعی در ذهن هر ایرانی آگاه تداعی میگردد و با درنگی به افسوسی بدل خواهد شد.در دنیایی که تبادل فرهنگی و نگرشی اقوام روز به روز پررنگ تر و بارز تر نمود پیدا می کند ما و هم نوعان ما چه حرف در خوری خواهیم داشت؟

      گاهی بر دوراهی شکوه و تباهی سخت می مانیم و گاهی در آیینه روزگار خیره به رد گنگ آینده خویش مینگریم.کشوری که در عرصه تارج ها و تهاجم ها گهی به زیر قبای دین و گهی روشنگری پنهان بوده است و مردمی که داغ دار گذشته عظیم و آینده نامعلوم خویش اند چه پشتوانه ای برای پاسداری از ارزشهای هنری این اجتماع سرکوب شده خواهند داشت؟

      آری موسیقی ایران دیگر تنها یک هنر نخواهد بود صداییست به وسعت فریاد که گاهی در ناله نی کسایی ها و گاهی در آرشه یاحقی ها و محجوبی ها و گاهی در مضراب های شهنازی و دیگر هنرمندان به عرصه ظهور رسیده است.گاها بعضی دوستان به کنایه ما را به غم ناله های تکراری و موسیقی مارا به مرثیه زار عزا نسبت میدهند.سکوت میکنیم و در سکوت به هر آنچه بر ما رفت و خاموش ماند می اندیشیم.با خودم میگویم صدای این ساز حکایت اشک های مادران پابراه تاریخ ماست...حکایت خون پدرانی که در هجوم ترک و مسلمان بر مرز های وطن خشکید....حکایت تباهی ماست در اجتماعی که به منع ارزش ها حکم می راند...و باز سکوت خواهم کرد

        بگزار دیگران بگویند ...روشنفکران کاذب با اتهام های نا آگاهانه شان ...مذهبی ها با جهل معصیت بار نیاکانشان...و عوام به بشگن نادانی به طعنه....من سازم را دوباره کوک خواهم کرد و تورا در نغمه ها و وطنم را در ابعاد بی حصار نتو آهنگ باز خواهم یافت....


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |