تبليغاتX
مطرب عشق
مطرب عشق
چندي قبل بود كه خبر حضور استاد لطفي بعد از سال ها در داخل كشور پيچيد.گروهي اين سفر استاد را همچون سفرهاي ديگر وي كوتاه مدت و تفريحي مي دانستند.اما اينبار عزم بر ماندن و فعاليت در همین فضاي بسته امروز ايران را داشت.طبق روال هميشگي ديگر سفرها و برخورد ها در ابتدا شور و حال شاياني از جانب حضور وي بر ميخواست.خبر هايي مبني بر فعاليت دوباره استاد در زمينه نوازندگي و آهنگسازي . انتشار آلبوم هاي جديد كه حاصل زحمات سالهاي دوري استاد از وطن بود  به گوش مي رسيد. صحبت هاي منتشر شده خود لطفي نيز حكايت از اين مدعا داشت.اما انتقادات و بحث هاي صريح وي عدم شناخت اورا برين فضاي بيتحرك آشكار تر ساخت.آنچه از صحبت هاي او بر مي آمد اين بود كه تصوير و اوضاع موسيقيايي كشور را تصوير كاروان به گل مانده اي مي داند كه در ميانه هاي راه وامانده است.و منتظر ناجي و يكه سواريست كه اين قافله را ساماني بخشد .ظاهرا استاد نيز با تمام شعور والاي هنري به شعار ها و شعر هاي گروهي متحجر كه در صدر دولت و سياست هاي پس ماندگي دهني مردم قرار دارند ايمان آورده اند.

قدری واقع بینی و درک از جو اجتماع کنونی ایران خصوصا جامعه موسیقی موجب تغییر اینگونه نظرات خوشباورانه خواهد شد.تفکری که دیر یا زود در ذهن استاد جای خواهد گرفت.جو غالب هنری امروز جوی خودجوش وغالبا جوانیست که هرچه کرده است با رنج و تلاش خود کرده است. با وجود بی مهری ها و سیاست های ضد فرهنگی و فرهنگ سازی های مذهبی-جناحی  سرسختانه ایستاده و با مرارت خود را به پیش رانده است.و از همه مهمتر بدون هیچگونه تبلیغ و ارزش گذاری قابل قبولی از مطبوعات و رسانه هایی چون رادیو و تلوزیون به کار پرداخته است.آنهم در شرایطی که دیگر اساتید کهنه کار همین امر با تاخت و تاز در غالب نام و شهرت خویش درین میدان تنگ مجال جولان از تازه کارانی که تنها پشتوانه و مددگرشان استغنا و استقلال خویش است ربوده اند.اینگونه است که ماندن ... نواختن  و ساختن درین جو خفقان کارستانیست بی بدیل و رنجیست که در توان کمتر مشتاقی نهفته است.حال اظهار نظراتی اینچنینی و رک گویی های بی مورد در خصوص کسانی که با این شرایط پای از میدان نکشیده و مانده اند و بی هیچ جنجال و تبلیغاتی کار کرده اند چندان روا نمی باشد.

نقد نوازندگی و اظهارات استاد مسلم تاری چون محمدرضا لطفی در غالب این مقاله نخواهد گنجید اما نیم نگاهی به فعالیت های اخیر استاد که در غالب نوارهایی(اکثرا بدون کیفت ظبط قابل قبول موجود در بازار) و خصوصا کاست اخیر استاد(خموشانه) که رسما زیر نظر وی توسط انتشارات شیدا پخش شد  نقاط ضعف استاد را آشکار خواهد نمود.آنچه از لطفی در اذهان عمومی  باقیست نوازنده ای چیره دست در ساز های تخصصی تار و سه تار و آهنگسازی آشنا به ضرایف موسیقی ایرانیست . پیش از ناقد موسیقی و نوازنده ساز کمانچه ...دف یا تمبک .اما آنچه از نوازندگی کنونی وی در ساز تخصصی تار آشکار است اجرایی متفاوت از آنچه که روزی وی را با این ساز مطرح نمود می باشد.لطفی که سالهای زیادیست خارج از وطن اقامت گزیده است و با دور شدن از جو هنری که لازمه فعالیت تخصصی هر هنرمندیست دچار افت نسبتا زیادی گردیده است.جمله بندی های تکراری  و پرداختن به تزیینات و حرکت انگشتان محدود که به خلق فضایی بیشتر احساسی می انجامد...دور شدن از شتاب پنجه و تکنیک کارامد (آنچه که در تلاقی ریزه کاری های احساسی موجب قدرت نوازندگی و شهرت وی در سالهای دور شد.)وجایگزین کردن دل ای دل های رایج به جای سلابت پنجه و کیفیت مطلب و نزدیک شدن شیوه ی نوازندگی وی به اساتیدی همچون فرهنگ شریف  اورا در قهقرای حضور نگه داشته است.

دیگر دلایل افت کار وی پرداختن به عرفان عرفان منسوخ از نوع سطحی و عامه پسند که نزولش را از قرن هشتم به بعد شاهد هستیم است.با این وجود نوازندگی ساز کمانچه فعالیت درین زمینه در سطح حرفه ای و انتشار کاست و ایجاد ابداعات و عناوینی نالازم در مراحل نوازندگی و بداهه نوازی در اولین قدم وی پس از حضور دوباره کمی دور از منطق و شناخت بود.

آنچه ازین نوازنده نامی انتظار می رود پرداختن به با ساز تخصصی خود و رساندن دوباره خود به اوج خاطره انگیزش خواهد بود نه طرح بحث ها و نظریه هایی که جز اختلال و برهم زدن بیشتر این ناآرامی ها می انجامد و سبب کینه توزی بیشتر درمیان بدگمانی های موجود اساتید.


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |