
در این شرایط اگر کسی هم واقعا بدنبال هنر باشه باید از همه چیز و زندگی ِحداقل هم بگذره چون یک هنر مند حقوق و ارزش اجتماعی نداره و بعد بشینه و کار بکنه....تازه اگر از هفت خوان کار خودش بگذره هنر احتیج به مخاطب داره ....تازه بعد ازین مرحله مرحله ی مشکلات و دغدغه های فرد آغاز یمشه...اگر بخواهد کنسرت برگزار کند باید از هزار تویی به نام مجوز و ارشاد و نیروی انتظامی و هزار دفتر و دیوان بگذره و با کلی خرج اضافی به جز مخارج سالن و بلیط و .... دست آخر خبر لغو شدن مجوز رو بشنوه چون در یکی از اشعار برنامه حافظ بی نزاکت و بی ایمان بیش از حد از می و مستی گفته و البته تقصیری هم نبوده چون امثال حضرات حافظ و مولانا و فردوسی سعادت حضور و کسب فیوض عالیه آقایان هزار دست فرهنگ و هنر و ارشاد را نداشتند....و اگر بخواهد کاست بیرون بدهد که چندان دست کم از همین برنامه ای که ذکرش در بالا رفت نیست...چندین ماه معلق ماندن در انتظار موجر و اخ رهیچ...اگر هم خبری آید مجوزیست که یک پایش در هواست و تازه باید بدنبال شرکت پخش نوار از صبح تا شب بدود و با اوصاف جو بازار معابانه ی موسیقی یا باید آن نوار پر از ضربی و صدای خواننده و ... باشد و یا اثری از چهره های مشهور تر دران هویدا باشد....موسیقی به تنهایی بازهم با وجود مجوز برای پخش نوار مکافاتی مجزا ست...
داشتم فکر میکردم که بزرگانی مثل فارابی و حافظ و مولانا که رد پای موسیقی ایرانی دراثار و زندگیشان کاملا برجاست اگر در شرایط فعلی و با وجود چنین محدودیت های اعمالی از طرف حکومت اسلامی مواجه میکردند آیا نامی ازانها برجای میماند و چه تعداد از انسانهای لایقی که با اندوخته های عظیم هنر و ادبیات در پستو های این جامعه اسلامی پوسیده اند؟در آستانه ی انتخابات هستیم و من فکر میکنم وقتی که در کل با اساس هر مقوله ای دچار مشکل هستیم و راهکار های فریبنده و حاشیه ای ان مقوله دردی از دردهایمان را درمان نمیکند پس بهتر است از انتخاب ان بگذریم.شاید این تنها راه صحح مخالفت شخصی باشد.
در زیر لینک جالبی از جایگاه موسیقی در آثار مولانا قرار میدم که مرجعش سایت هفت سنگ هست.
... خوشمان آمد! کمال ارادت تبریزی ما را به ایشان ابلاغ کنید. در پی پرتاب تعداد زیادی ذرت از سوی
مجلس شورای اسلامی به وزیر ارشاد سابق که باعث اعتراض رسول صدرعاملی در یکی دو روز گذشته شده بود، مجید مجیدی فیلمساز باحال و دوست داشتنی سینمای ایران گفت: « در هیچ دوره ای در تاریخ مملکت، چه قبل و چه بعد از انقلاب، تا این اندازه توسط یک نهاد قانونگذار به هنر و هنرمند توهین نشده است.» البته این اعتراض بسیار مهم و قابل تقدیر است، اما واقعیت این است که این نمایندگان مجلس هفتم هنوزبه ضرورت آسفالت خیابان پی نبرده اند، طبیعی است که فکر کنند هنرمند یعنی چند نقطه... در ادامه همین راستا دیروز شجریان و صفار هرندی پشت درهای بسته با هم مذاکره کردند. ظاهرا پس از این دیدار صفار هرندی به این تتیجه رسید که چیزی به اسم موسیقی سنتی ایرانی وجود دارد که از نظر فرهنگی مهم است و شجریان هم به این نتیجه رسید که چیزی به اسم مسوولان فرهنگی وجود دارند که باید برای آنها توضیح داد که فرق شجریان با جلال همتی چیست.
سیدابراهیم نبوی
قدری واقع بینی و درک از جو اجتماع کنونی ایران خصوصا جامعه موسیقی موجب تغییر اینگونه نظرات خوشباورانه خواهد شد.تفکری که دیر یا زود در ذهن استاد جای خواهد گرفت.جو غالب هنری امروز جوی خودجوش وغالبا جوانیست که هرچه کرده است با رنج و تلاش خود کرده است. با وجود بی مهری ها و سیاست های ضد فرهنگی و فرهنگ سازی های مذهبی-جناحی سرسختانه ایستاده و با مرارت خود را به پیش رانده است.و از همه مهمتر بدون هیچگونه تبلیغ و ارزش گذاری قابل قبولی از مطبوعات و رسانه هایی چون رادیو و تلوزیون به کار پرداخته است.آنهم در شرایطی که دیگر اساتید کهنه کار همین امر با تاخت و تاز در غالب نام و شهرت خویش درین میدان تنگ مجال جولان از تازه کارانی که تنها پشتوانه و مددگرشان استغنا و استقلال خویش است ربوده اند.اینگونه است که ماندن ... نواختن و ساختن درین جو خفقان کارستانیست بی بدیل و رنجیست که در توان کمتر مشتاقی نهفته است.حال اظهار نظراتی اینچنینی و رک گویی های بی مورد در خصوص کسانی که با این شرایط پای از میدان نکشیده و مانده اند و بی هیچ جنجال و تبلیغاتی کار کرده اند چندان روا نمی باشد.
نقد نوازندگی و اظهارات استاد مسلم تاری چون محمدرضا لطفی در غالب این مقاله نخواهد گنجید اما نیم نگاهی به فعالیت های اخیر استاد که در غالب نوارهایی(اکثرا بدون کیفت ظبط قابل قبول موجود در بازار) و خصوصا کاست اخیر استاد(خموشانه) که رسما زیر نظر وی توسط انتشارات شیدا پخش شد نقاط ضعف استاد را آشکار خواهد نمود.آنچه از لطفی در اذهان عمومی باقیست نوازنده ای چیره دست در ساز های تخصصی تار و سه تار و آهنگسازی آشنا به ضرایف موسیقی ایرانیست . پیش از ناقد موسیقی و نوازنده ساز کمانچه ...دف یا تمبک .اما آنچه از نوازندگی کنونی وی در ساز تخصصی تار آشکار است اجرایی متفاوت از آنچه که روزی وی را با این ساز مطرح نمود می باشد.لطفی که سالهای زیادیست خارج از وطن اقامت گزیده است و با دور شدن از جو هنری که لازمه فعالیت تخصصی هر هنرمندیست دچار افت نسبتا زیادی گردیده است.جمله بندی های تکراری و پرداختن به تزیینات و حرکت انگشتان محدود که به خلق فضایی بیشتر احساسی می انجامد...دور شدن از شتاب پنجه و تکنیک کارامد (آنچه که در تلاقی ریزه کاری های احساسی موجب قدرت نوازندگی و شهرت وی در سالهای دور شد.)وجایگزین کردن دل ای دل های رایج به جای سلابت پنجه و کیفیت مطلب و نزدیک شدن شیوه ی نوازندگی وی به اساتیدی همچون فرهنگ شریف اورا در قهقرای حضور نگه داشته است.
دیگر دلایل افت کار وی پرداختن به عرفان عرفان منسوخ از نوع سطحی و عامه پسند که نزولش را از قرن هشتم به بعد شاهد هستیم است.با این وجود نوازندگی ساز کمانچه فعالیت درین زمینه در سطح حرفه ای و انتشار کاست و ایجاد ابداعات و عناوینی نالازم در مراحل نوازندگی و بداهه نوازی در اولین قدم وی پس از حضور دوباره کمی دور از منطق و شناخت بود.
آنچه ازین نوازنده نامی انتظار می رود پرداختن به با ساز تخصصی خود و رساندن دوباره خود به اوج خاطره انگیزش خواهد بود نه طرح بحث ها و نظریه هایی که جز اختلال و برهم زدن بیشتر این ناآرامی ها می انجامد و سبب کینه توزی بیشتر درمیان بدگمانی های موجود اساتید.