

پرویز مشکاتیان از چهره های برجسته و موفق موسیقی کشورمان می باشد.که جدا از چیرگی در نوازندگی ساز سنتور در زمینه های آهنگسازی و گروه نوازی نیز شاهد موفقیت های وی بوده ایم.فعالیت های مستمر وی جدا از درخشش و قوت در زمینه تکنوازی سنتور موجبات رشد و اعتلای موسیقی ایرانی را نیز در زمینه های محتلف فراهم نموده است.
آنچه در زیر نوشته شده تحلیلیست صرفا آزاد و بدون غرض ورزی در جهت کوباندن و یا تملق صرف از چهره ی شاخصی که اوج منزلت آن صرفا با یک اجرای مقطعی دچار لغزش نخواهد شد.
در ابتدای ورود محمد رضا لطفی (نوازنده نام آشنای تار به کشور )پس از سال ها دوری و صحبت های او و انتقادهایش نسبت به بزرگان موسیقی ایران هرچند که موجب متلاطم تر شدن جو آشفته ی موسیقی فعلی گردید اما زمینه ی ابراز نظر و نقد آزاد را حتی در خصوص بزرگانی چون محمدرصا شجریان و .... فراهم نمود.که پرویز مشکاتیان نیز از جمله پیروان رویه انتقادی بود که پیکان قضاوت را اینبار به سوی شجریان پرتاب نمود.اینگونه انتقاد ها حتی اگر سودی به همراه نداشته باشد این زمینه ذهنی را برای هنرمندان شناخته شده تر تداعی خواهد کرد که با وجود اسم و رسم و شهرت از قرار گرفتن در بوته ی نقد مصون نخواهد بود.
و اما کنسرت مشکاتیان با تمام هیاهوهایی که این روزها بزرگان پیش از اجرا راه می اندازند برگزار شد. بعد از ظهر روز سوم اجرای استاد بود که یکی از دوستان دور sms داد که بلیط برنامه را اضافه داردو درصورت تمایل می توانم همراهش شوم.با وجود کسالت ناشی از سرماخوردگی به شوق تماشای اجرای بزرگی چون مشکاتیان خودم را سرپا نگه داشتم تا چند ساعتی دیگر به تماشای برنامه ی گروه عارفی (که البته دیگر نشانی از هیچ کدام از اعضای گروه عارف را بجای خود نداشت) بروم.
برنامه با چهل و پنج دقیقه تاخیر برگزار شد.! اجرای پشت سرهم نغمات و مشخص نبودن مرزبندی شروع و خاتمه یا اوج دستگاه اجرا شده و همچنین با وجود شانزده نفر هم نواز صدا دهی سازها چندان واضح نبود و به نظر سیاه لشگرانی بودند که این روزها در اجرای اکثر گروه ها باب شده است.(البته این استفاده ی از چندین ساز تا حدودی به منافع مالی و فروش بلیط نیز مرتبط است.)
جدا از رویه ی اجرای کلی گروه و مقوله ی گروه نوازی برحی از ویژگی های تکنوازی ها نیز خالی از اشکال نبود.تکنوازی تمبک (آقای افقه) به نظر هیچ ارتباط و پیوستگی با کار گروهی نداشت.اینگونه حرکات که این سال ها در موسیقی ایرانی مرسوم گشته است الهام گرفته از گروه های پاپ و جاز غربی می باشد.زیرا در انجا نوازنده ی درام جدا از در اختیار داشتن امکانات بیشتر از نظر (صدادهی ساز)به دلیل نوع بافت و خصوصیات اجرای آن نوع موسیقی از تکنوازی های طولانی و گاه پراکنده در میان قطعات بهره می گیرد و این نوع برداشت با ساز تمبک به نظر الگوبرداری صرف از آنهاست حال آنکه در گذشته نیز حتی اساتیدی چون فرهنگ فر یا حسین تهرانی نیز در برنامه های گروه نوازی به تکنوازی تمبک نیز می پرداختند اما با روندی مرتبط با مطالب ارائه شده توسط گروه.نکته ی دیگر اجرای آقای کیوان ساکت است که در اغلب موارد جز صدای جیغ پیوسته و تریل های متصل از یک اکتاو به اکتوای دیگر چیز مشخصی از حس و حالت دستگاه (که شاخصه ی اصلی نوازندگی ایرانیست) در ساز وی مشهود نیست.که البته این گونه نوازندگی صرفا با هدف جلب توجه مخاطب و القای توهم تکنیک به خورد مردم است.متاسفانه شاهدیم که اینگونه رفتارها با تشویق ها و استقبال های پیاپی مردم مواجه است و این همه بدلیل نبود معیار مناسب ارزشگذاری فرهنگی در زمینه موسیقیست.با استناد به اینکه تنها یک مضراب شفاف و گرم کسانی همچون شهناز و ظریف و .... با هزار بالا و پایین پریدن بدون منطق و حرف امثال آقای ساکت برابری می کند(و البته تکنیک حقیقی یعنی همین!)
زیرا بر اهل هنر پوشیده نیست که گاها برای دلنشین کردن صدای یک مضراب یا لحن یک تحریر یا .... زمانی به درازای یک عمر و اجرای مداوم تمرینات و اتودهای تکنیکی لازم است و البته وجود آگاهی و فرهنگ اصیل نوازندگی .طبیعیست کسانی همچون آقای ساکت و تعداد کثیری از شاگردان ایسان پس از گذشت قرن ها از عمر نوازندگیشان یه این امر پی نخواهند برد.
ونتیجه اینکه توفعات من ِ علاقه مند به موسیقی ایرانی بسیار بالاتر از این اجرای آقای مشکاتیان (به عنوان سرپرست گروه بود.ازکسانی که امروزه نام و نشان آنها مخاطبان بسیار ی را به پای اجرای برنامه هایشان می کشانند تا من تازه کار بدون مخاظب بیشتر انتظار می رود که متاسفانه این برزگان این روزها رویه ای عکس را طی می کنند.